صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟

۳۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اجتماعی» ثبت شده است

با همه وجودش فریاد می زند که دیواری قبول نیست! (اشاره به توپی که پس از برخورد به دیوار وارد دروازه‌اش یعنی آن یک جفت سنگ شده است).

- بیخود کردی دیواری نبود

- بگیرش بگیرش گــــــل

- استپ استپ! پرایده رد شه

(سوییچ به بازی بعدی)

- سامان سک سک! سامان بیا بیرون دیدمت پشت پراید سفیده! بیا بیرون نه قبول نیست!

- خفه شو من اینجا بودم. دفعه قبل هم همینجوری کردی.

- پژمان سک سک! پژمان!

* مگه نمیگم اینجا بازی نکنید آرامش نداریم!

- آرش سک سک! آرش بیا بیرون رفتی اونجا ...

...

توی کوچه ما از نزدیکای عصر تا ۹ و بعضا حتی ۱۰ شب چند تا کودک و نوجوان یک بند با جیغ و فریاد فوتبال، قایم‌موشک و ... بازی می کنند.

  • ۰ نظر
  • ۱۱ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۳۱
  • صابر راستی کردار

در خیابان قدم میزنی می بینی به ندرت می توانی فاصله ای را بیابی که یکدست و تمیز کار شده باشد.  فکرش را که میکنی می بینی خودت هم همچنین تمیز کار نبوده ای! بیشتر که فکرش را می کنی می گویی خب احتمالا کسی که داشته اینجا کار می کرده از مسئولش راضی نبوده. مثلا پولش را به تمام یا به موقع نمی دهد. یا نه می بیند کالایی که برای خودش یا خانه خریده مشکل پیدا کرده و خدمات پس از فروشش خوب نبوده. یا در بیمارستان به مشکل بر خورده است. یا در فلان اداره کارش را به ناحق راه نمی اندازند. یا ... باز می آیی به مسئول بالای همان کارگر فکر می کنی هزار جور بهانه برایش پیدا می کنی. به مسئول بالای آن مسئول هم همینطور. و میبینی همه این مردمان کارشان را درست انجام نمی دهند. گویی هر فرد مسئول با مسئولیتش قهر است. همگان از یکدیگر شاکی اند. همگان هم مظلومند و هم ظالم! خود من هم!

چرخ می چرخد. همیشه می چرخد. اما فعلا نه به خوبی. نه به زیبایی.

به نظر شما مشکل کجاست؟ کجای کار گره خورده است؟

  • ۲ نظر
  • ۱۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۳۸
  • صابر راستی کردار

آدرس ایمیل:
saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
آدرس گیت‌هاب:
github.com/rastikerdar

آخرین نظرات
زرگر بغدادی اثر کمال‌الملک