صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟
رویای نصفه

بعد از ظهر نمی‌دونم چی شد همینجوری سرمو گذاشتم زمین که خوابم برد. کل خواب کمتر از یک ساعت شد. توی خواب با چند نفر آشنا که اتفاقا با هم آشنا نبودند نشسته بودیم که من به یکی از آشناهام یواشکی گفتم:
- هادی (اسم واقعیش این نیست)! ما همه الان توی خواب من هستیم.
+ چی میگی تو!
- اون آقا رو می‌بینی؟
+‌ آره، خب؟
- اون بنده خدا خیلی وقته فوت کرده. اون اصلا زنده نیست!
+ این که زنده هست؟
نمی‌دونستم چجور بهش بگم. همینجوری داشتیم می‌رفتیم کنار پنجره که یه فکری به ذهنم رسید.

  • صابر راستی کردار
قطار ایرانی و جهان
توی کوپه قطار معمولا کل موضوعات بشری و جهان یک دور بدون وقفه مرور میشه! از نظریه داروین گرفته تا همسران ناصرالدین شاه، انقلاب، سوءمدیریت، معاد، ازدواج، فساد، مهاجرت، حقوق بشر، ویتامین آ و ... هر چیزی که فکرش رو کنی! جالب اینکه از هر موضوعی بدون اینکه متوجه بشی به موضوع جدیدی سوئیچ میشه! نمی‌دونم توی قطارهای خارجی هم می‌تونند مثل ایرانی‌ها در مورد همه چیز نظر بدن؟ :)
  • صابر راستی کردار
تجرد و طلاق

در بحث تجرد و طلاق که امروز در خبری می‌خواندم خب عوامل و دلایل متعددی آمده و چه بسیار محققان و جامعه‌شناسان آن را مورد بررسی و تحلیل قرار داده‌اند. اما موضوعی هست که به نظر این حقیر از نظرها مغفول مانده و در واقع زنگ خطریست بزرگ برای جامعه مذهبی و کهن ایران در همه حوزه‌ها!

دقت کرده‌اید تکیه کلامی بین مردم ما رایج است با این مضمون که جوان هم جوان قدیم! عشق هم عشق‌های قدیم! مرد هم مردهای قدیم! دوستی هم دوستی‌های قدیم! ... خب چه اتفاقی افتاده است؟ چرا این جمله در زمان‌ ما رایج شده؟ مگر چه چیزی تغییر کرده؟ تفاوت بین جوان قدیم و امروز در چیست؟ احتمالا پاسخ های زیادی برای آن دارید.

دو پرسش:
۱. چگونه دو نفر به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند؟ یا به عبارتی دیگر چگونه دو نفر حاضر به ازدواج با یکدیگر می‌شوند؟
۲. چگونه این علاقه پایدار می‌ماند؟

من به شخصه به پاسخی رسیده‌ام (هنوز نه با یقین!) که سعی ‌می‌کنم در ادامه با مختصر مقدمه‌ای عرض کنم:

  • صابر راستی کردار
آخرین نظرات