صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟

توی برخی ساندویچی‌ها اگر به فرآیند ساخت ساندویچ دقت کنی ممکنه اشتهات بدجوری کور بشه! یا یک لواشک می‌خری که معلوم نیست در چه وضعیت اسفبارِ بهداشتی تولید شده. یا اینکه این کوبیده حقیقتا با چه نوع گوشتی کباب شده. یا جلوی چشمت با دستانش کثیفش که همین الان با گوشی و پول و دماغ و ... داشت ارتباط برقرار می‌کرد هویج ها را بر می‌دارد و دستگاه کثیف ترش را روشن می کند و با آن المک داغون نشُسته هویج ها را به درون دستگاه فشار می دهد. تنها چیزی که امید داری سالم باشد لیوان یکبار مصرف است!
خب ساندویچ، کباب، بستنی، آب‌هویج، لواشک یا هر چیزی را که خریده ای با دل خوش می خوری و عین خیالت هم نیست که بر اون چه گذشته. درست هم هست. پیش خودت می گویی این معده ما زورش به همه اینها می‌رسد. حتی اگر کسی سخت بگیرد می گویی دل چرک نباش! بزن به بدن و حالش رو ببر! بماند که حتی ممکنه اسهالی هم بگیری و دو روزی بیفتی اما دوباره از فرداش روز از نو و همان آش و کاسه!

برخی از ما توی زندگی خیلی سخت می‌گیریم :(

بعد نوشت: منظور اینه که همانطوریکه توی ماجرای غذا و بهداشت و معده سهل می گیریم و بهمون خوش یا راحت میگذره خب توی دیگر مسائل زندگی هم آسان بگیریم. این دل بزرگ ما زورش به همه این‌ها می‌رسد.

  • ۳ نظر
  • ۲۶ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۴۲
  • صابر راستی کردار

هر صفحه وبلاگ شما از دو جزء اصلی تشکیل شده:
۱. HTML که در واقع همان ساختار و محتوای صفحه را تشکیل می‌دهد. مثلا همین وبلاگی که می‌بینید در اصل این شکلی هست:

۲. CSS که کار شکل‌دهی و رنگ‌آمیزی را انجام می‌دهد و نتیجه می‌شود این:

  • ۸ نظر
  • ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۲۲
  • صابر راستی کردار


فایل Inkscape svg
  • ۲ نظر
  • ۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۰۹
  • صابر راستی کردار

سیزده اشتباه در طراحی وب سایت

فایل Inkscape svg

لطفا مواردی را که می شناسید در قسمت نظرات بیان بفرمایید.

  • ۷ نظر
  • ۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۲۶
  • صابر راستی کردار
  • ۶ نظر
  • ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۰
  • صابر راستی کردار

اگر اهل کد نویسی هستید این فونت شاید برایتان جالب باشد:

rastikerdar.github.io/vazir-code-font


فونت وزیرکد وزیر کد وزیر‌کد برای برنامه نویسی

  • صابر راستی کردار
سریال قصه های جزیره

امروز به طور اتفاقی از شبکه نمایش سریال قصه های جزیره رو دیدم. جشن عروسی اولویا! چقدر شیرین. چقدر جالب. ریتم تند اتفاقات اجازه نمی‌داد چشم از صفحه تلویزیون بردارم. هر قسمت یک ویژگی اخلاقی را چنان به زیبایی به نمایش می گذاشت که گویی آیینه زندگی خودمان است. یا انگار چند معلم اخلاق نشسته اند برای سریال داستان نوشته اند!

  • صابر راستی کردار

امروز صبح زود توی خواب یا همون رویام صدای فکر می کنم قمری میومد. تصور کن وسط اون همه ماجرا و اتفاقات هی صدای قمری میاد. هو هو هوهوهو. خلاصه همه چی به هم ریخته بود. می‌گفتم یعنی چی! آخه این صدا از کجا میاد! این چه وضعشه مسخره شدیم :D معادلات خوابمون به هم ریخته بود که یک دفعه بیدار شدم دیدم لب پنجره یه دونه نشسته داره میخونه! صداش حزن انگیزه اگرچه اسمش خندانه! صداشو این پایین گذاشتم:
  • ۳ نظر
  • ۱۰ مرداد ۹۵ ، ۰۰:۰۴
  • صابر راستی کردار

امروز توی داروخونه گفتم یه دونه خمیر دندون لطفا. دقت کردم دیدم دست گذاشت روی کِرِست که تا بلندش کرد گفتم ترجیحا ایرانی. گذاشت سر جاش یه نگاه به پایین قفسه انداخت و با کمی تامل یه دونه پونه رو برداشت. دو نکته به ذهن می رسه:

۱. خمیردندان ایرانی در طبقه پایین خارج از دید قرار دارد اما خارجی وسط کاملا پیدا و آشکار.

۲. اولویت فروشنده محترم کالای خارجی بود چرا که من فقط گفتم خمیر دندون می خوام و حرفی از ایرانی یا خارجی بودنش نزدم.

  • ۴ نظر
  • ۰۳ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۰۱
  • صابر راستی کردار

فونت جدید فارسی ساحل

https://rastikerdar.github.io/sahel-font/


این آخرین فونتی (در واقع تایپ فیس) بود که ساختم. تمرکز من بیشتر بر روی فونت متن بود چون احساس می کردم چند سالیست وب فارسی خیلی تکراری شده و همه جا دو سه تا فونت بیشتر نمی بینیم علی رغم اینکه کم در موردش صحبت نمی شد. امیدوارم این چند قلم به درد کسی بخورد.


بعد نوشت: یک قلمی هم رو پارسال انجام دادم نمی دونم چرا به طور کلی فراموشش کرده بودم تا دیشب ناگهانی یادش افتادم. دستی بهش کشیدم و به عنوان هدیه گذاشتم برای حامیان مالی گذشته و جدید توی صفحه فونت ساحل.

  • صابر راستی کردار

saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
github.com/rastikerdar
twitter.com/rastikerdar

آخرین نظرات