صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟

آنجا که انسان در کلاهبرداری هم حریص می‌شود

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۱۶ ب.ظ

اونجایی که من زندگی می‌کنم تراکم جمعیت بالا و به تبع اون تعداد مغازه‌ها بالاست. یکی از میوه‌فروشی‌ها که به خانه ما نزدیک‌تر بود اجازه نمیداد کسی خودش میوه‌ها را سوا کند. می‌گفت درهم است. من هر چه مقایسه می‌کردم می‌دیدم قیمت‌اش هم با دیگران توفیری ندارد! بدتر اونکه چند باری هم که میوه خریدم خرابی زیاد داشت که حتی اعتراض کردم و البته پاسخم لبخند (شما بخوانید همینی که هست) بود!

خب همانطور که حدس می‌زدم تعطیل شد چراکه غالبا مشتریان زیادی هم نداشت. گذشت تا یک میوه‌فروشی جدید خیلی از اون نزدیک‌تر به ما باز شد. خوشحال شدم. حتی یک بار از صاحب مغازه تشکر کردم که اینجا باز کرده و مسیر ما هم کوتاه‌تر شده. خودمان سوا می‌کردیم و انصافا هم میوه‌هایش خوب بود. این بنده خدا پسرش هم همراهش بود. هم خودش و هم پسرش آدم‌های متواضعی بودند. قیمت‌ها هم متعادل بود. یعنی خوب بود. خب کارشان گرفت. حسابی هم گرفت. سکه شد. خیلی هم سکه شد. تا آنجا که شعبه بزرگ دومی هم کمی پایین‌تر توی همان خیابان دایر کردند. خیلی هم خوب. خدا زیادش کند.

تا اینکه ...

این شعبه دوم به دست پسر و بقیه افتاد. ادبیات و رفتارها اندک اندک تغییر می‌کرد. به تدریج روحیه کاسبی به ویژه بر پسر بزرگ مستولی می‌شد. تعداد کسانی که توی این دو مغازه مشغول شدند زیاد شد. حتی گاها از مشتری‌ها بیشتر به چشم می‌آمدند. قیمت‌ها کم‌کم بیشتر می‌شد. کیفیت پایین می‌آمد. چاره ای نبود. ما مردم به تدریج به هر چیزی عادت می‌کنیم. کاریش نمیشه کرد. مرام میوه‌فروش پدر البته خوب بود. هنوز هم خوب است. همیشه احوال پرسی می کند. خودم هم ترجیح می‌دهم از مغازه بالا خرید کنم.

این گذشت تا اینکه آن روز رفتم از مغازه پایین (پسر) خرید کنم. مثل همیشه شلوغ. شلیل خریدم. قیمتش بالا. گفتم عوض‌اش کیفیتش خوب است. خربزه هم خریدم. وقتی حساب می کرد شد پانزده هزار و دویست تومان. گفت دویست تومان طلب من شد بعدا بیار. گشتم یک صدی پیدا کردم و گفتم بفرمایید صد طلب شما شد. گفت بسیار خب.

اومدم بیرون دیدم یک ماشینی داد میزنه خربزه کیلو X تومان. شاخ در آوردم. این که قیمتش یک چهارم مغازه هست! قبلا هم خریده بودم اما این دفعه بعد از خرید از مغازه دیدمش. دیدم جای دیگری هم قیمت پایین‌تر هست. پیش خودم گفتم این پسر! این میوه‌ها را این چنین گران می‌فروشد حتی حاضر نیست از صدتومانش هم بگذرد، بعد، من از مغازه سوپرمارکت نزدیکمان که خرید می‌کنم حتی روی قیمت‌های مقطوعش که روی اجناس چاپ شده تا ۵۰۰ و بعضا ۷۰۰ تومان هم تخفیف می‌دهد بدون اینکه مشتری چیزی بگوید. ولی جالبه که پسر میوه‌فروش روی کلاهبرداریش هم حریص است!

رفتم خانه گفتم لااقل شلیلش خوب است که با اجازه دست کم یک سومش بی‌کیفیت و بی مزه از آب درآمد. برخیش که خراب بود. کلا هم مزه شلیل نمی‌داد! انگار یک جورایی از درون آفت زده بود. گفتم اون از خربزه‌ گرانش این از شلیل‌ خرابش! هر دو کلاهبرداری. بعد می گوید ۱۰۰ طلب من بعدا بیار! یعنی الان بدهکار هم هستم!

البته من ۱۰۰ تومان او را می‌دهم اما دیگر از او خریدی نخواهم کرد. این چیزی را برای او تغییر نمی‌دهد اما به من آرامش می‌دهد.


update سه ماه بعد: به طور تصادفی رفتم توی همون میوه فروشی دیدم بهتر شده. دیگه اون احساس منفی رو نداشتم.

  • صابر راستی کردار

اجتماعی

نظرات (۸)

«یک ماشینی داد میزنه خربزه کیلو X تومان»
می‌دونی چرا؟ چون نه مالیات میده. نه بیمه میده. نه عوارض میده. نه ... هیچی!
پاسخ:
آقا سعید گل! باور کن من هم مثل خودت فکر می کردم! دلیل اصلی که من از وانتی ها نمی خرم یا خیلی کم می خرم همینه که اینها مالیات و عوارض و ... نمیدن. اما خدا به ما عقل داده که فکر کنیم. اون وانتی فرض کن کیلو ۵۰۰ تومان می فروشه. این یعنی قیمت اصلی مثلا ۳۰۰ یا ۴۰۰ بوده که با احتساب سود شده ۵۰۰. مغازه داره خربزه ای که احتمالا ۴۰۰ یا حتی ارزونتر خریده رو کیلو ۲۰۰۰ تومن می فروشه! اگر نه چرا از همین وانتی نمی خره که اینقدر ارزونه. چون اون داره ارزونتر از وانتی از جای دیگری می خره. خب به نظرت خربزه کیلو ۳۰۰ تومنی یا اصلا ۵۰۰ تومنی رو باید بدی ۲۰۰۰ تومن؟ بیش از چهار برابر! یا چرا مغازه نزدیکش باز از این ارزون تر می داد؟ اونهم مثل وانتی مالیات نمیده؟ ضمنا همین وانتی ها همیشه اونقدرها هم ارزون تر نمیدن. مثلا من گوجه فرنگی و سیب زمینی و ... مقایسه کردم دیدم وانتی میده ۱۰۰۰ مغازه میده ۱۳۰۰ یا نهایتا ۱۵۰۰.  خب چرا اینجا چند برابر نشد؟ یا اینکه چرا شلیل گرانی که من خریدم خراب از آب در اومد؟

موضوع این نیست سعید جان. موضوع اخلاقه! شرافته! موضوع ...

پ.ن البته یک روز یک مغازه دار به من گفت شهرداری از این وانتی ها یک چیزی می گیره. نمی دونم تا چه حد درست بود.
همیشه تو ایران بحث بین بد و بدتره !!
مثلا همینجا مغازه دار پسر بدتر از وانتیه که اونم بده !
چون اون کشاورز بدبخت تو دید نیست ، هیچوقت تو دید نیست که بعضی وقتا محصولشو اگه دور بریزه یا دفن کنه تو زمین براش به صرفه تره ولی همون محصول زیر کیلویی 2000 تومن تو بازار پیدا نمیشه
پاسخ:
والا چی بگم! درست می فرمایید. سیستم معیوب تولید، توزیع و حتی مصرف. بهره وری پایین به همراه فساد افسار گسیخته. سوداگری و دلالی ... همه اش هم به خاطر شفاف نبودن همه چیز هست! معلوم نیست چی به چی هست و کی به کی!
  • امیررضا شهابی
  • شما هم میتوانستید به جای اینکه در وبلاگتان یک پستی بنویسید و تمام شود به خودش این نکته را گوشزد کنید و دلیل گرانی را هم ازش بپرسید.
    پاسخ:
    خب به همین سادگی نیست. من بیشتر هدفم از این پست بیان رسیدن از نقطه آ به ب اینها بود! چطور اون پسری که روز اول می‌گفت بلی قربان! می‌گفت خیلی ممنون از اینکه از ما خرید کردید! ... حالا میگه جونــم! حالا میگه ۱۰۰ طلب من آنهم روی گرانفروشیش! ...
    یکی از جاهایی که این ذائقه ی حریص خیلی نمود داره و خیلی هم ازش ضربه خورده و میخوریم تو تولیده!
    دیدین خیلی از محصولات تولید ایران اولش خیلی خوبند و مشتری های اولیه معمولا ازشون راضی اند اما همین که می افتن رو غلتک و اسمشون کمی معروف میشه از کیفیت محصولشون کم می کنند !!!
    یا همین مثال شما ، مغازه ای اول که باز میشه با کالای مرغوب و قیمت مناسب و روی گشاده ظاهر میشه و با گذشت زمان از کیفیت کالا و اخلاقش کم و بر مبلغ اضافه می کنه!
    همیشه برام سؤال بوده که چرا تولید کننده و فروشنده ی ایرانی این اصل ساده و اساسی و بدیهی جذب و نگهداری مشتری رو نادیده می گیره؟
    و از اونجایی که ما ایرانی ها معمولا اهل مبارزه منفی هستیم (در این مورد) یعنی در جا اعتراض نمی کنیم و ناخرسندی خودمون رو با نخریدن اون محصول نشون میدیم تولید کننده و فروشنده آرام آرام ورشکست میشه و احتمالا متوجه نمیشه از کجا خورده!
    ...
    یه جای کار می لنگه!
    پاسخ:
    بلی حق با شماست. در واقع باید بگوییم کجای کار نمی لنگد!
    پ.ن امروز دیدم باز یک میوه فروشی جدید نزدیک ما باز شده رفتم خرید کردم دیدم هم قیمت هاش خوبه و هم کیفیتش. همه چیز تازه و نو. خودش هم یک جوان خوش رو. ببینیم آیا دوام می آورد!
    سلام آقا صابر خوبی برادر
    فک کنم قالب وبلاگتو دزدیدن!
    http://ahleelm.blog.ir/
    به این آدرس برو
    پاسخ:
    سلام
    ممنون
    قالب وبلاگ برای همه آزاد هست و هر کسی می تونه استفاده کنه. اتفاقا خودشان درخواست نمودند و من تقدیمشان کردم.
    تشکر
  • علی یعقوبی
  • قالب بولاگتون واقعا لذت بخشه خیلی دوسش دارم، روزی چند بار به وبلاگتون سر میزنم :)
    کاش این قالب رو برای ودپرس هم طراحی می کردین می شد یه فوق العاده(!) دقیقا مثل فونت ها!!!
    پاسخ:
    شما لطف دارید. این جور کارها انرژی و نشاط می‌خواد که که دیگه از من گذشته. در ثانی فکر می‌کنم از این گونه طرح‌ها کمتر کسی استقبال می‌کنه. سلیقه‌ها تغییر کرده.
    سلام
    با تشکر خیلی خیلی زیاد
    چطور میشه تمام فونت ها رو یه جا دانلود کرد؟
    پاسخ:
    سلام
    جدا جدا هستند :)
  • دوست کلاغ سیاه
  • دقیقا همین طوره!
    این ها رو زیاد دیدم
    پاسخ:
    طبیعت انسان همینه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی

    آدرس ایمیل:
    saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
    آدرس گیت‌هاب:
    github.com/rastikerdar

    آخرین نظرات
    زرگر بغدادی اثر کمال‌الملک