صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟
گفت نمی‌دونم

گفت نمی‌دونم

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۲۹ ب.ظ

چند سال پیش یه شب وقتی سوار اتوبوس تهران شدم (البته شهر دیگری بود که پس از تخلیه مسافرین راهی تهران می‌شد) دیدم یه آقای میانسالی (چهل و چند ساله) هم کنارم نشسته که آروم و متین به نظر می‌رسید. به گونه‌ای سر صحبت با این آقا باز شد که گفت من برای عمل خانمم اومدم اینجا. دو سه ماهی توی نوبت پیوند بودیم تا بالاخره جور شد. گفتم خب پس خدا رو شکر عمل انجام شد. گفت بلی اما ... اما دکتر گفت من هیچ کاری نتونستم برایش انجام دهم و نهایتا بدون اینکه دست به چیزی بزنم فقط زخم رو دوختم.

تعجب کردم! گفتم چرا؟

گفت دکتر میگه سرطان تمام عضو رو تخریب کرده و تبدیل به توده‌ای بزرگ و پیچیده و غیر قابل ترمیم شده طوری که سایر عضوها رو هم در بر گرفته. در واقع هیچ کاریش نمی‌شه کرد. دکتر گفت توصیه می‌کنم برای درمان اذیتش نکنید. غیر ممکنه با خارج رفتن و مراحل دشوار درمانِ سرطان و غیره بهبود پیدا کنه. کار از کار گذشته. تا یک ماهی احتمالا دوام بیاره.

نمی‌دونستم چی باید بگم. پرسیدم خب الان بستری هستند؟ گفت بچه‌ها پیشش موندن براش آمبولانس گرفتم. من هم جلوتر دارم میرم منزل رو آماده کنم. پرسیدم روحیه خانمتون چطوره؟ گفت اصلا خبر نداره. بهش نگفتیم. فکر می‌کنه عمل موفق بوده.

یه کم سکوت کردیم.

گفتم حالا چی؟
نگاهش رو به بیرون از پنجره دوخت و گفت:
نمی‌دونم ... نمی‌دونم.

دیگه صحبتی نکردیم.

  • صابر راستی کردار

اجتماعی

نظرات (۵)

  • احمدرضا ‌‌
  • به نظرم باید بهشون می‌گفتن. بالاخره شاید ایشون وصیتی ، سفارشی ، حرفی چیزی داشته باشه.
    شاید اگر بدونه آخرین ماه زندگیشه ؛ بخواد جور دیگه ای از اون استفاده کنه یا لذت ببره.
    پاسخ:
    احتمالا وقتی بردنش منزل بهش گفته باشن. بلافاصله نمی‌تونستن بگن. هرچند که من با شما موافقم که بالاخره خود فرد باید از این موضوع مطلع بشه.
  • محمود دوم
  • مرگ، از معماهای حل نشده بشر، برای سوال به همین معما چه فلاسفه و دینهایی که اومدن و رفتن ... عجیبه واقعا!
  • فرهاد حسن پور
  • جدای از غم انگیز بودن این موضع و ... اگر پزشک خانواده درست و حسابی داشتیم کار به اینجا نمیکشید! زیرا با تشخیص به موقع و سریع میشد درمان کرد...
    یادمون باشه تاسف نخوریمن برای چیزا به فکر راه حل باشیم.
    پاسخ:
    البته ما از ماجرای این بنده خدا که خبر نداریم اما اینطور به نظر میاد که نظام سلامت ما ظاهرا به درمان و درآمد اهمیت بیشتری می‌دهد تا پیشگیری!
  • امیررضا شهابی
  • اعصاب ادم خرد میشه وقتی این داستانا رو میشنوه و میخونه
    کاش یه روزی تو موضوع مرگ به دید درست برسیم
    با اینکه همه می‌میریم اما سخته تحملش

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی

    آدرس ایمیل:
    saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
    آدرس گیت‌هاب:
    github.com/rastikerdar

    آخرین نظرات