صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟
پرواز

پرواز

چهارشنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۶:۲۵ ب.ظ

بیایید تصور کنیم که کاری زیباتر از پرواز در این دنیا نداریم. چیزی که ما آدم‌ها به تنهایی (بدون ابزار) قادر به انجامش نیستیم برای پرنده‌ها بدیهی‌ترین امر ممکن است. حتی بدون آن زنده نمی‌مانند یا لااقل نامش دیگر زندگی نیست.

شرط اصلی پرنده‌ها برای انتخاب شریک در درجه نخست، پرواز است. اگر پرنده‌ای قادر به انجامش نباشد (به مفهوم کلی آن) احتمالا تنها می‌ماند. شاید در بین انسان‌ها نیز مهمترین موضوع در انتخاب شریک، همین پرواز باشد.

انسان قبل از هر تصمیمی، باید پرواز را برای خودش تفسیر کند. این که زیباترین کارها یا اهداف در زندگی او چیست و در واقع خودش را پیدا کند. سپس ببیند آیا با آن شریک پرواز خواهد کرد یا خیر.


این هم قابل تصور است که اگر شریک قادر به بال و پر زدن نیست مانع آن هم نباشد. هر چند که دیگر نمی‌توان همراه با او نیز از پَرگشودن لذت برد. برخی از اوج‌گیری‌ها، حرکت‌ها، زیبایی‌ها با پریدن دو نفر کامل می‌شود. در اوج پرواز است که برخی حرف‌ها را می‌توان گفت؛ برخی حرف‌ها را می‌توان شنید؛ برخی حقایق را می‌توان دید.


در هر صورت پرواز را فراموش نکنید. چه تنهایی و چه با شریک. اگر پرواز نکنید می‌میرید.

پ.ن منبع تصویر عنوان. برای مشاهده منبع سایر تصاویر بر روی آن‌ها کلیک نمایید.
پ.ن۲ این صرفا یک برداشت شخصی بود.

  • صابر راستی کردار

اجتماعی

نظرات (۸)

درسته
یاد جاناتان افتادم :)
پاسخ:
کتاب «جاناتان مرغ دریایی نوشته ریچارد باخ» رو نخوندم اما تهیه می‌کنم می‌خونم :)
ممنونم
پرواز جسارت خاصی میخواد که معمولا آدما فاقدش‌ان!
پاسخ:
البته من اشتباهی که کردم این بود که پرواز رو توضیح ندادم. پرواز، هم می‌تونه آروزهای بزرگ و دراز باشه مثل کسب موفقیت یا رسیدن به چیزی که همانطور که فرمودید جسارت می‌خواهد و هم اگر نگیم مهمتر از آرزوهای بزرگ، بلکه میتونه خرده علائق و سلائقی باشه که آدمی با اونها هم میتونه پرواز کنه و اوج بگیره. مثلا فردی با نوازندگی، مطالعه، سفر یا دورهمی، باغبونی یا آشپزی، ادبیات، نقاشی، علم و ... هر چیزی حتی کوچک که بتونه آدم رو به پرواز در بیاره.
راستی! این پست شما خواندنی بود: ysarbabi.ir/blog/2017/05/not-loser
خوش به حال اونایی که یه عقاب مشوقشون هست
پاسخ:
خوش به حالشون
خوش به سعادت پرنده ها :)
پاسخ:
همینطوره :)
پس با توجه به تعریفی که از پرواز دادین ، پروازها ، هم پروازها و همپروازی های متعددی میشه داشته باشیم
یه نوع از پروازها اصلند و جهت و مسیر و مقصد رو نشون میدن . نمیشه با کسی که سلیقه ی پروازیش با آدم فرق میکنه یا متضاده پرواز کرد .تو این نوع پرواز حتما باید جهت و مقصد پرواز دو پرنده یکی باشه یا در نهایت یکی بشه! یا حتی اگه شده برای با هم پرواز کردن به نوعی پرواز بدون هدف و مقصد برسند !
نوع دوم پروازها هم که خیلی هم زیادند، خیلی ربطی به مسیر و مقصد ندارند . یه جور شکل پروازند . نمایش و بازی و شیرینی پرواز . تو این نوع پرواز، همشکل، هم ارتفاع و همسان پرواز کردن خیلی مهم نیست و شاید همین همشکل و هم جهت نبودن پروازها خودش باعث قشنگی پرواز هم باشه.
به نظرم تشخیص پروازهای اصلی و فرعی مهمترین چالش انسانهایی است که به پرواز فکر می کنند !

پاسخ:
تا تعریف شما از اصلی و فرعی چه باشد. شاید هر کدام تشنه دیگری. آنجا که می‌گوید خیلی خب! راه که یکیست. اصل که یکیست. مابفی حاشیه و فرعیست. لیکن به وقت‌اش جز گذشت چاره‌ای نیست.
خدا کند این به وقت‌اش نشود همه وقت‌اش!
http://s8.picofile.com/file/8296652568/fff.PNG

سلام اقای راستی کردار خواهش می کنم بگید این چه فونتیه اگه فونت وزیر هستش لینک دانلود همین نسخه رو برام بذارید ممنون میشم
لایک شد
پاسخ:
چند سال پیش کتابی خوندم با عنوان «آرام وحشی»
عجب ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

آدرس ایمیل:
saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
آدرس گیت‌هاب:
github.com/rastikerdar

آخرین نظرات
زرگر بغدادی اثر کمال‌الملک