صابر

چای می‌خورین یا قهوه؟

پدر نادان یا دختر دانا

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۰ ب.ظ
تقاطع جمهوری-کارگر نگاه می‌کنم چراغ برای عابر پیاده قرمز است. طبیعتا می‌ایستم. پدری نیز دست دختر خردسالش را گرفته و می‌خواهد عبور کند. کنجکاو می‌شوم می‌بینم پدر علاقه‌ای به صبوری ندارد. چند باری تلاش می‌کند که حرکت کند اما دختر کوچک و شیرین، دست پدر را گرفته و می‌گوید بابا هنوز قرمز است! پدر می‌گوید ببین دخترم ماشین از ما دور است اشکالی ندارد(!) اما دختر همچنان اصرار بر ماندن می‌کند. پدر سرانجام که می‌بیند چاره‌ای ندارد دست و شانه‌اش را به نشانه ناراحتی یا استیصال بالا می‌اندازد و صبر می‌کند. تلاشم برای یافتن نشانی از عقب‌ماندگی یا شیرین‌عقلی یا هر ‌چیزی در آن مرد که مرا بدین رفتار توجیه نماید بیهوده است. نمی‌دانستم دقیقا به چه چیزی باید فکر کنم.
  • صابر راستی کردار

اجتماعی

نظرات (۳)

  • صابر مرندی
  • دختر دانا
    پاسخ:
    همینطوره
    واقعاً فونتهای زیباتون جلوه ویژه ای به این بلاگ دادن!
    پاسخ:
    شما لطف دارید.
    حدیثی از حضرت رسول داریم که می فرمایند :
    مَثَل آن کس که در کودکی به فراگیری دانشی می پردازد، همانند حکاکی بر روی سنگ است.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    تجدید کد امنیتی

    آدرس ایمیل:
    saber.rastikerdar بر روی جی‌میل گوگل
    آدرس گیت‌هاب:
    github.com/rastikerdar

    آخرین نظرات